بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه سالم در پرتو اخلاق
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
چرا بعضى در زندان یا به هنگام مرگ و در برابر چوبه دار و تیغه گیوتین آرامش خود را حفظ مى کنند، و درمیان رگبار مسلسل دشمن و بمبهاى آتش زا در جبهه هاى جنگ شوخى مى کنند و لبخند بر لب دارند، در حالى که بعضى دیگر درخانه هاى مجلل، آرمیده اند و با داشتن همه گونه وسایل ظاهرى، ناراحت و پریشان و مضطربند؟
چرا بعضى درعین اینکه معلول و ناقص العضو هستند کاملا با نشاط اند، درحالى که بعضى دیگر در عین اینکه کاملا سالم به نظر مى رسند در رنج و عذابند و افسرده و پریشانند؟!
اینها همه رابطه نزدیک آرامش روح را باجهان بینى و طرز برداشت انسان از این عالم نشان مى دهند که در ادامه این تحلیل انشاء الله به اسرار آن پى مى بریم.
* * *
8 ـ نگرانى به خاطر آینده و فرزندان و گرفتاریهاى احتمالى که بعد از فوت پدر و مادر ممکن است دامان آنها را بگیرد.
9 ـ نگرانى به خاطر از دست دادن دوستان و یاران و عزیزان که یکى بعد از دیگرى مى میرند و از دست مى روند و بسیارى از آنها در زندگى انسان، خلاء دردناکى ایجاد مى کنند که تا آخر عمر همواره احساس مى شود.
10 ـ و بالاخره نگرانى به خاطر ترس از مرگ، مرگى که به هر حال به سراغ همه انسانها مى آید، و شترى است که در خانه همه کس مى خوابد است، مرگى که حتى فکر آن لرزه بر اندام گروهى مى افکند.
این عوامل دهگانه عوامل برونى هستند که هرکدام مانند خوره به جان انسان مى افتند و او را مى تراشند و از بین مى برند.
گاه یکى از آنها به تنهایى کافى است که انسان نیرومندى را به زانو در آورد تا چه رسد به اینکه همه آنها یا قسمت زیادى از آنها دست به دست هم داده و مانند یک لشگر خونخوار به سرزمین روح و جان انسان یورش برند.
ما مى خواهیم بگوییم که از دیدگاه قرآن ریشه همه این عوامل دهگانه را از طریق ایمان به خدا مى توان خشک کرد و این بذرهاى شوم تنها در سرزمینى از قلوب انسانها رشد و نموّ مى کنند که عامل ایمان در آنجا وجود نداشته باشد. به تعبیر دیگر نگرانیها و آرامشها همیشه با «جهان بینى انسان» در ارتباطند.
باید نخست به بررسى عوامل مختلف نگرانى بپردازیم تا این رابطه دقیقآ روشن شود :
عوامل نگرانى و اضطراب را مى توان به دو بخش تقسیم کرد :
«عوامل برونى»و «عوامل درونى»
عوامل برونى عمدتآ ده عامل مهم زیر است.
1 ـ نگرانى از حوادث قهرآمیز طبیعى، خشکسالى، زلزله، طوفانها و...
2 ـ نگرانى از انواع بیماریها مخصوصآ بیماریهایى که تاکنون درمانى براى آن پیدا نشده، مانند بیمارى «سرطان» و«ایدز» و...
3 ـ نگرانى از جنگها مخصوصآ جنگهاى اتمى و شیمیایى و میکروبى و بمباران مناطق مسکونى و امثال آن.
4 ـ نگرانى از پیرى و ناتوانى و از کار افتادگى، و تنهایى دردناکى که مخصوصآ در جوامع امروزى دامن پیران و سالمندان را مى گیرد، تا آنجا که باید در مراکز مخصوص سالمندان، دور از فرزندان و دوستان و بستگان در انتظار مرگ، روز شمارى کنند!
5 ـ نگرانى به خاطر امکان از دست دادن ثروت و سرمایه و ضرر و زیان و ورشکست در فعالیتهاى اقتصادى.
6 ـ نگرانى به خاطر امکان از دست دادن پست و مقام یا نفوذ اجتماعى.
7 ـ نگرانى به خاطر از دست دادن زیبایى وجوانى براى آنها که زیبا و جوانند.
کام گروه کثیرى، تبدیل به شرنگ کرده است، بلکه ضایعات فراوان جسمى و روحى نیز به همراه داشته است:
بیماریهاى قلبى، عصبى، گوارشى، کم خوابى و بى خوابى، پژمردگى و افسردگى، پیرى زودرس، دردهاى مختلف عضلانى، فراموشى و عدم تمرکز حواس، و بالاخره ضعف عمومى جسمى و روحى در مقیاس وسیعى با موضوع نگرانى ارتباط دارد.
خوب است این سخن را از زبان یک پزشک و جراح معروف یعنى «ارنست آدلف» بشنویم، او مى گوید: «امروز ثابت شده که «80%» بیمارانى که درشهرهاى آمریکا به پزشکان مراجعه مى کنند یک عامل مهم روانى دارند، و در حدود نصف این 80% هیچگونه علائم جسمانى براى تشخیص این بیمارى نشان نمى دهند، باید توجه داشت که به عقیده پزشکان این افراد که در بدنشان بیمارى عضوى دیده نمى شود بیمار خیالى نیستند بلکه واقعآ بیمارند»
1با توجه به این واقعیت دردناک باید مسأله نگرانیها در زندگى امروز انسانها، ریشه یابى و درمان گردد، و بدون آن آرامشى وجود نخواهد داشت. در بحث گذشته گفتیم از دیدگاه قرآن مجید رابطه نزدیکى میان «ایمان به خدا» و«آرامش» و همچنین رابطه نزدیکى میان کفر و اضطراب و نگرانى وجود دارد و براى تحلیل این موضوع
42
عوامل مختلف نگرانى و اضطراب
نگرانى و دلهره واضطراب بیمارى بزرگ و رو به گسترش عصر ما است. نمى گویم در گذشته نگرانى در زندگى بشر وجود نداشته، بلکه مى گویم ابعاد آن در عصر ما از هر زمانى بیشتر است.
افزایش نگرانى و دلهره در دنیاى کنونى نه فقط شهد زندگى را در
«سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ آلَّذِینَ کَفَرُوا آلرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللّهِ مَالَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطانآ؛ ما به زودى در دلهاى کافران ترس و وحشت ایجاد مى کنیم به خاطر اینکه آنها جیزهائى را همتاى خدا قرار دادند که هیچ دلیلى خداوند براى آن نازل نکرده.1
و در جایى دیگر مى افزاید:
«اِذ یُوحى رَبُّکَ اِلى آلمَلائِکةِ اِنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا آلَّذِینَ آمَنُوا سَاُلْقِى فِی قُلُوبِ آلَّذِینَ کَفَرُوا آلرُّعْبَ؛ در آن هنگام که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد من با شما هستم مؤمنان را ثابت قدم دارید، و به زودى در دلهاى کافران ترس و وحشت ایجاد مى کنم».2
اما این رابطه میان ایمان و آرامش، و عدم ایمان و اضطراب، چگونه است باید در انتظار بحث بعد باشیم.
* * *
پایان بحث، بهتر است قضاوتى نکنیم:
قرآن مجید به شهادت آیات مختلف رابطه نزدیکى میان «ایمان» و«آرامش» از یک سو و «کفر» و «اضطراب» از سوى دیگر قایل است:
در یکجا مى فرماید:
«آلَّذینَ آمَنوُا وَ لَمْ یَلْبَسُوا اِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ آلاَمْنُ؛ آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با شرک و ظلم نیالودند آرامش مخصوص آنها است»
1و در آیه قبل از آن مى گوید:
«فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ کدامیک از این دو گروه (بت پرستان و خداپرستان) شایسته تر به امنیتند اگر شما مى دانید»
2و درباره یاران پیامبر در داستان حدیبیه مى فرماید.
«هُوَ آلَّذِی أَنْزَلَ آلسَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ آلمُؤمِنِینَ لِیَزدادُوا اِیمانآ مَعَ اِیمانِهِم؛ خدا همان کسى است که سکینه و آرامش را در دلهاى مومنان نازل کرد تا بر ایمانشان افزوده شود».
3و در مقابل درباره افراد بى ایمان مى گوید:
تعبیر به «استرس» (فشار روحى) در طبّ امروز به عنوان یک عامل مؤثر در پیدایش یا حداقل تشدید بسیارى از بیماریها یک تعبیر رایج است.
اشتباه نشود نگرانى و دلهره و اضطراب در مورد کسانى که در زیر بمباران ها قرار دارند مطرح نیست، حتى در زندگیهاى کاملا مرفه و ظاهرآ بى دغدغه نیز بسیار پیدا مى شود، چرا که آن زندگیها نیز تحت تاثیر بمبارانهاى دیگرى از درون و برون وجودشان قرار دارد.
ولى در این میان گروهى را مى شناسیم که بر مشکلات زندگى لبخند مى زنند و آرامش عجیبى در همه حال بر روح و جانشان حکمفرما است.
آرى اینگونه زندگیها در خور غبطه خوردن است نه زندگانیهاى پر زرق و برق و غرق در ناز و نعمت و رفاه، اما مملوّ از اضطراب و نگرانى و دلهره.
براى درمان بیمارى اضطراب و نگرانى که همچون خوره به جان انسان مى افتد و هر روز آن را مى خورد و مى تراشد ـ مانند هر بیمارى دیگر ـ باز باید به سراغ ریشه ها برویم، و ببینیم عوامل اصلى نگرانى و اضطراب در حقیقت چیست؟ و تا چه حد ما مى توانیم ریشه هاى آن را به خشکانیم؟
اجازه دهید قبلا بحث سربسته اى از آیات قرآن مجید را مطرح کرده و بعد به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم منتها پیش از رسیدن به
مى کشید الان از طریق وسایل ارتباط جمعى، همه پیش چشم او قرار گرفته است.
وسایل تفریح متنوع و انواع سرگرمیها و انواع ورزشها و....همه در اختیار او است، و قاعدتآ باید نسبت به گذشته کاملا احساس آرامش کند، ولى باکمال تعجب بر اضطراب و نگرانیش افزوده است و حتى این آب گوارا را در کامش تلخ و ناگوار ساخته است.
با این حال، جاى شگفتى نیست که بسیارى از روانشناسان در عصر ما، موضوع بحثهایشان را جستجوى طرق مبارزه با افزایش نگرانیها قرار داده اند، و امروز هزاران کتاب و مقاله در این زمینه به زبان هاى مختلف نوشته شده، اما مثل اینکه همه بیراهه مى روند و مشت بر سندان و سر به دیوار مى کوبند، چرا که نگرانى ها، آثار نامطلوب و بیمارى هاى ناشى از آن، همچنان به سیر صعودى خود ادامه مى دهد.
ابعاد این فاجعه هنگامى روشنتر مى شود که به این حقیقت توجه کنیم که به گواهى بسیارى از دانشمندان سر چشمه قسمت مهمى از بیماریهاى جسمى همان نگرانیها و اضطرابها و دلهره هاى درونى است و به گفته شاعر: «خون دل، عکس برون مى دهد از رخسارم».
نه تنها بیمارى عصبى باز تاب نگرانیها است که بیماریهاى قلبى و حتى بیماریهاى عروقى و گوارشى قطعآ ارتباط نزدیکى با همین اضطرابها و نگرانیها دارد.